تبليغاتX
LOVE STORY
 

 

LOVE STORY

 

او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند

 

درباره وبلاگ

تو مرا می فهمی


من تو را می خواهم


وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی


من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم


و تو هم می دانی


تا ابد در دل من می مانی

آرشیو موضوعی

  RSS  

 

 

 

به قلم : مریم در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 11:8 موضوع: | +

 

 

به قلم : مریم در سه شنبه هشتم بهمن 1387 ساعت 11:16 موضوع: | +

پیامبر اکرم (ص): «اَلحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ و َالباطِلُ خَفیفٌ حُلوٌ و رُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ تُورِثُ حُزناً طویلاً؛ حق، سنگین و تلخ است و باطل، سبک و شیرین و بسا خواهش و شهوتی که ساعتی پیش نپاید، اما اندوهی دراز در پی آوَرَد» «مکارم الأخلاق، ص 465»

 

دكتر شريعتي:‌

آدم بی سواد ، سیاستش قیل و قال های بی ریشه است، و خدمتش پوچ و حقیر، و زندگی اش و لذتش گند، سطحی و عامیانه و بی ارزش  ...  ( شايد بهتر بود به جاي بيسواد ، بي فرهنگ ذكر مي شد . البته روشن است كه بي سوادي در اين جمله همان جاهليت در فرهنگ اسلامي و قرآني است (ولا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ اْلأُولى) نه ناتواني در خواندن و نوشتن و مي تواند شامل بسياري از تحصيل كردگان جهان امروز هم بشود .)

 

 

 

به قلم : مریم در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 ساعت 18:44 موضوع: | +

 

 

به قلم : مریم در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 10:41 موضوع: | +

عمه فرح گلم مرسی از لطفی که به من داشتی ... از این راه دور روی ماه تو و ملیکای نازنینم رو می بوسم

 

این سخن مرا جز با عاقلان مگویید، زیراجاهلان بغیر از نیشخند کاری نمی توانندکرد

می خواهم زبان به ستایش آن کس گشایم که درپی آتشی است تا خویشتن را

پروانه وار درآن

بسوزد

 گوته

 

 

به قلم : مریم در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 10:35 موضوع: | +

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود

اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

و بز رگترین درد ما را بی آبی معرفی کردند.

دکتر علی شریعتی

 

 

به قلم : مریم در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 11:40 موضوع: | +

 

 

به قلم : مریم در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 16:17 موضوع: | +

دکتر علی شریعتی

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است

آزادی معبود من است

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است

هر جهادی آسودگی است

هر مرگی حیات است

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم

پس چرا از فردا می ترسم

 من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

 

 

به قلم : مریم در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 16:1 موضوع: | +




 

 

به قلم : مریم در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 15:59 موضوع: | +

از دوست خوبمون آقا امید

کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم.....
کفشاي پاره ميخريم ....
اسباب کهنه ميخريم .....
بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟
*******************************************
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... ‌آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده.
**********************************************
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي.

 

 

به قلم : مریم در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 8:11 موضوع: | +

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     K I Y N O O S H      A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا

http://www.dot.sub.ir/